مجلات را بر روی تلفن همراه خود بخوانید

چهارشنبه 10 مهر 1392
مجلات را بر روی تلفن همراه خود بخوانید
کاربری آسان
شکل ظاهری
مزایا
رتبه سایت


  • 0


بله! کتابفروشي‌هاي آنلايني در محيط اينترنت وجود دارند که مي‌شود از طريق آنها کتاب‌هاي کاغذي را خريد و با پست دريافت کرد، اما حالا يک سيستم جديد براي دريافت مجلات بر روي تلفن همراه ايجاد شده است؛ به همين سادگي!



به گزارش اپليکيشن ايراني، در حال حاضر انبوهي از خوانندگان بالقوه کتاب‌ها و مجلات،‌ در شهرستان‌ها و حتي در تهران و مراکز استان‌ها به خاطر عدم دسترسي مستقيم به کتاب‌هايي که شمارگان چاپشان هر روز آب مي‌رود و همچنين مجلاتي که عليرغم محتواي فاخر، نامشان هم به به گوش‌ها نخورده است، به صورت خوانندگان و خريداران بالفعل درنمي‌آيند.

متأسفانه سالهاست که ما شاهد رخوتي دل‌آزار از سوي ناشران، گردانندگان مجلات و سياستگذاران آنها و توسعه‌دهندگان وب و اپليکيشن‌ها در اين زمينه هستيم.

اما در ادامه نکاتي وجود دارد که با هم مرور مي کنيم

- اپليکيشن محيط کاربري ساده‌اي دارد، راستش من هم سادگي را به پيچيدگي که مي‌تواند کاربران را فراري بدهد، بيشتر مي‌پسندم. اما مي‌شود در آينده به محيط‌هاي کاربري گرافيکي‌تر مثل اپليکيشن کيوسک هم فکر کرد. در ضمن در حال حاضر آيکون اپليکيشن فاقد هرگونه جذابيت گرافيکي است.

- لزوم افزايش حلقه مجلات پوشش داده شده: در حال حاضر تنها شماره‌هاي چند ماه پيش تعدادي از مجلات در ان قرار داده شده است، مجلاتي که فعلا در اپليکيشن ديده مي‌شوند، اينها هستند:‌ انديشه پويا، بازي‌نما، پت حيوانات خانگي، چشم‌انداز ايران، چه خبر، خط خطي، دانش روز، دنياي کامپيوتر و ارتباطات، صنعت و توسعه، نافه، نجوم.

سلمان در پستش نوشته است که به زودي ده‌ها مجله ديگر هم به اين جمع اضافه مي‌شوند که مايه دلگرمي و خوشحالي ماست.

به گمانم گردانندگان اپليکيشن بايد بتوانند با زيرکي يک تيم مذاکره با گردانندگان بعضي از مجلات تشکيل بدهند. من حدس مي‌زنم که به خاطر ناآشنايي گردانندگان بعضي از مجلات يا در مواردي ترس آنها از نقض کپي‌رايت يا اصلا وب‌هراسي بعضي‌هاشان کار مذاکره بسيار دشوار مي‌شود، اما «مجله» اگر مي‌خواهد موفق شود و خيلي زود مبدل به اپليکيشني فراموش‌نشده نشود بايد به عنوان اساسي‌ترين کار، از عهده اين کار برآيد.

من «مجله» را وقتي موفق خواهم دانست که بخارا، دنياي تصوير، آسمان و دانستني‌ها را در آن ببينيم.

در عين حال اعتراف مي‌کنم که از تصور اينکه شايد در صورت به وقوع پيوستن چنين کاري، تنگناهاي مالي مجلاتي مثل بخارا و علي دهباشي با خريدهاي الکترونيک کم شود، به هيجان مي‌آيم!

- لزوم ايجاد يک سيستم قيمت‌گذاري هوشمند: در حال حاضر تعدادي از مجلات ماه‌هاي پيش با بهايي بيشتر از قيمت جاري مجلات در «مجله» قرار داده شده‌اند که تصور مي‌کنم بيشتر کاربران با ديدن قيمت‌هاي خيلي زود از محيط اپليکيشن دور شوند!

فکر مي‌کنم قيمت‌گذاري‌ها بايد منطقي و هوشمند و رقابتي باشند، به اين صورت:
- امکان اشتراک يک ساله يا شش ماهه مجلات با تخفيف داده شود.
- مجلات قديم با بهايي کمتر به فروش برسند.

- يک سامانه پرداخت ريالي براي کاربران داخل کشور: شايد از نظر فني کار دشوار باشد، اما با وضعيت برابري ارزها در حال حاضر، شايد منصفانه‌تر باشد که به کاربران داخل کشور، امکان خريد ريالي را بدهيم، به اين صورت که کاربر بتواند به سايت مجله وارد شود، حسابي بسازد، به صورت آنلاين با سيستم پرداخت الکترونيک داخل کشور، اعتبار براي خود بخرد و سپس با ورود به محيط اپليکيشن بتواند از اعتبار خريداري شده استفاده کند.

در حال حاضر تنها راه خريد نشريات در اپليکيشن براي کاربران داخل ايران، خريد گيفت کارت و بعد «خريد داخل اپ» است، اين کار به خاطر قيمت بالاي گيفت کارت‌ها دسته زيادي از کاربران را فراري مي‌دهد.

از سوي ديگر بايد توجه داشت که به خاطر محدوديت ايجاد شده در تبادل مالي بين ايران  خارج کشور، خيلي وقت‌ها خريد داخل اپ بدون «تغيير آي‌ پي»، ناممکن مي‌شود.

در ضمن مطابق آزمايشي که کردم بايد به اطلاع برسانم که در يک مورد بعد از اينکه شخصا يک مجله را براي خريد انتخاب کردم، به خاطر سرعت پايين اينترنت در ايران، دانلود به درازا کشيد و در ميان راه، دانلود متوقف شد، در ادامه اپليکيشن متوجه خريد من نشد و متأسفانه هزينه‌اي که پرداخت کرده بودم، از دست رفت!

بنابراين گردانندگان مجله حتما بايد به شرايط ما در داخل ايران نگاه ويژه‌اي بيندازند و حتما اپليکيشن را توسط شماري از کاربران در داخل ايران تست کنند.

- ضروت تبليغات مؤثر: به گمانم «مجله» بايد سياست تبليغي بسيار هوشمندانه‌اي را اتخاذ کند، در اين راستا بايد با صاحبان وبلاگ‌ها و روزنامه‌ها و مجلات کاغذي تماس بگيرد، و اپليکيشن را به خوبي معرفي کند.

«مجله» مي‌تواند عليرغم سادگي تحولي در خريد الکترونيک محتوا در وب فارسي باشد، يا اينکه خيلي زود مبدل به تجربه‌اي فراموش‌شده شود، مرز خيلي باريکي بين موفقيت يا عدم موفقيت براي اين اپليکيشن وجود دارد.

- لزوم انتشار بي‌درنگ مجلات شماره‌هاي تازه در اپليکيشن: اگر اپليکيشن همچنان تنها به فروش شماره‌هاي آرشيوي ادامه بدهد، براي دسته بزرگي از کاربران هيچ جذابيتي را نخواهد داشت، شخصا من وقتي از اپليکيشن استفاده خواهم کرد که بتوانم مثلا چلچراغ را در همان ساعات اول صبح روز شنبه، با بهايي معادل نسخه کاغذي بخرم و دانلود کنم.

- لزوم پوشش چند پلتفرم: از ديد فني البته شايد توسعه‌دهندگان با ايجاد نسخه اندرويدي يا ويندوزي مجله مشکل اشته باشند، مثلا ممکن است «ريپ» کردن مجلات در نسخه اندرويدي در صورت عدم پيشبيني تدابيري آسان باشد و به خاطر نقض کپي‌رايت، مشکلي ايجاد شود.

اما بايد توجه داشته باشيم در ايران، تعداد دارندگان آي‌پد آنقدرها زياد نيست، واقعا نمي‌دانم کسي آمار درستي در مورد درصد تبلت‌هاي اندرويدي و آي‌پد داشته باشد يا نه. اما حدس من اين است که کاربران تبلت‌هاي اندرودي در داخل ايران به مراتب بيشتر از کاربران آي‌پد باشد. بنابراين بايد فکري به حال اين کاربران کرد.

خوشبختانه مطالبق اطلاعات سايت مجله، نسخه اندرويدي «مجله» هم در حال آماده شده است.

- تبلغات داخل اپ: توسعه‌دهندگان  اپليکيشن براي جبران هزينه‌ها مي‌تواند به جذب تبليغات داخل اپ هم فکر کند.

- فروش مجلات فقط آنلاين و يا  امکان دانلود PDFهاي آموزشي مفيد در کنار مجلات: به گمانم گردانندگان مجله مي‌توانند خيلي راحت اين مجلات آنلاين را شناسايي کنند و با کسب اجازه از نويسندگان اين مجلات آنها را به صورت آنلايني يا پولي در اپليکيشن قرار بدهند.

من در اينجا فقط براي نمونه به مجله شگفت‌زار و همچنين هفته‌نامه اپلستان اشاره مي‌کنم.

در ضمن شخصا بسيار مايل هستم که PDF کتاب خلاقيت «يک پزشک» را براي دانلود رايگان، تقديم کنم.

- فازهاي بلندپروزانه‌تر و جاه‌طلبانه‌تر: اما در گام بعدي «مجله» مي‌تواند به حمايت از توليدکنندگان محتوا در وب فارسي هم فکر کند، خود من زماني ايده نشر بعضي از مطالب «يک پزشک» را به صورت پولي داشتم، اما از آنجا که در آن سامانه خوبي براي فروش نداشتم و همچنين محدوده خريداران را زياد ارزيابي نمي‌کردم، از اين ايده صرف‌نظر کردم.

واقعيت اين است که کار کردن روي برخي از مطالب جذاب، مستلزم صرف نيروي فکري و وقت زياد است، بنابراين گرچه خيلي نوشتن را دوست دارم، اما منطقا با توجه به مشغله‌هاي کاري از نوشتن اين دسته از مطالب صرف‌نظر مي‌کنم، ولي هميشه افسوس ننوشتن آنها را مي‌خورم.

اما من اگر بدانم که مطالبم را مي‌توانم به صورت يک گاهنامه با فرمتي جذاب در اختيار اپليکيشن مجله قرار بدهم و به فروش دست‌کم چند صد نسخه‌اي آن اطمينان داشته باشم، مطمئنا از نوشتن اين مطالب چالش‌برانگيز شانه خالي نخواهم کرد.

- چه زماني شاهد اپلکيشن «کتاب» خواهيم بود؟! مي‌شود حدس زد که مذاکره، ترغيب و جلب اطمينان ناشران کتاب به مراتب دشوارتر باشد، اما در شرايط حاضر که هزينه تمام‌شده چاپ کتاب بالاتر رفته است، واقعا مي‌شود با اپليکشيني اينچنيني خيلي کارها کرد.

به گمانم موفقيت اپليکيشن مجله مي‌تواند نظر برخي از ناشران سنتي را عوض کند.

براي سلمان و ساير توسعه‌دهندگان مجله آرزوي موفقيت مي‌کنم. اميدوارم همه ما برخلاف فرهنگ رايج که خيل اوقات سعي مي‌کنيم در مسير موفقيت و توسعه ديگران مانعي ايجاد کنيم، دست‌کم در اين مورد با کمک و همفکري‌مان باعث شويم دست کم يک سيستم خوب فروش مجلات ايراني پا بگيرد.

لطفا با کامنت‌هاي خود با ما همفکري کنيد، از سلمان عزيز هم مي‌خواهم در صورت تمايل نظرات خودش را با ما در ميان بگذارد.


منبع : يک پزشک
تا کنون نظری ثبت نشده است . شما میتوانید اولین نفر باشد .