چگونه از سرمايه‌گذاري‌هاي IT بيشترين بازدهي را به دست آوريم؟

شنبه 16 شهريور 1392
 چگونه از سرمايه‌گذاري‌هاي IT بيشترين بازدهي را به دست آوريم؟

حتي با اينکه چند سال از روند بهينه‌سازي هزينه‌ها در بنگاه‌هاي اقتصادي گذشته، اما بيشتر سازمان‌ها هنوز تقريبا دو سوم سرمايه‌گذاري‌هاي حوزه IT خود را صرف امکانات غيرمتمايز مي‌کنند. اين سرمايه‌ها در مقابل سرمايه‌گذاري‌هايي که به نظر مي‌رسد کسب‌وکار‌ها را توسعه مي‌دهند يا حتي باعث تحول آن‌ها مي‌شوند، «هزينه‌هاي جاري» ناميده مي‌شوند.

  • 0



به گزارش اپليکيشن ايراني، چالشي که در حال حاضر در رابطه با رويکرد فعلي براي مديريت سرمايه‌گذاري‌هاي IT-محور وجود دارد، اين است که اين سرمايه‌گذاري‌ها ديگر جايي براي اقداماتي که مجريان کسب‌وکار معتقدند براي رشد و تحول کسب‌وکار حياتي است باقي نمي‌گذارند؛ اقداماتي مانند تحليل کسب‌وکار و مديريت تجربه مشتري.

براي توسعه بازدهي IT و تاثير آن بر عملکرد کسب‌وکار، سازما‌ن‌ها بايد براي نحوه سرمايه‌گذاري در IT رويکرد متفاوتي اتخاذ کنند. قدم اول هماهنگ‌سازي ديدگاه‌هاي ناسازگار در ميان سهام‌داران است تا سرمايه‌گذاري‌هاي درست در حوزه IT صورت بگيرد. اگر هدف، سرمايه‌گذاري درست باشد، مستلزم اين است که مدير IT و ديگر مديران ارشد اجرايي از اين سرمايه‌گذاري‌ها اطلاع داشته باشند. با اين حال، موسسه تحقيقاتي گارتنر معتقد است فعالان اصلي سناريوسازي براي سرمايه‌گذاري IT ديدگاه‌هاي کاملا متفاوتي نسبت به سرمايه‌گذاري‌هاي درست دارند.
اولويت‌هاي سرمايه‌گذاري تنوع زيادي دارند. مدير عامل بايد به دنبال امکانات IT-محوري باشد که به رشد درآمد و نوآوري کمک مي‌کنند (مثلا تجربه مشتري، توسعه محصول و بهينه‌سازي فروش)، در حالي که مدير مالي امکاناتي را مد نظر دارد که از هزينه-فايده افزايش يافته، بهره‌وري نيروي کار و سودآوري پشتيباني مي‌کند. همزمان، مدير IT تمايل دارد در امکاناتي سرمايه‌گذاري کند که اقدامات کسب‌وکار را در توازن با سرمايه‌گذاري‌هايي که تلاش مي‌کنند محيط IT را متغير و نگهداشت‌پذير حفظ کنند. به هر حال، مديران واحدهاي کسب‌وکار تمايل دارند امکاناتي را اولويت قرار دهند که از اهداف سود و زيان واحدهاي مستقل پشتيباني مي‌کنند.
اين نکته مهم است که اذعان کنيم هر گروه از سهام‌داران در مورد بهترين نحوه پشتيباني IT از بنگاه اقتصادي اهداف و ايده‌هاي کاملا متفاوتي دارند. تغيير کميته‌هاي رهبري و ديگر مجامع نظارتي در کسب‌وکار‌ها، مي‌تواند ديدگاه‌هاي يکنواختي را در مورد سرمايه‌گذاري‌هاي بزرگ حوزه IT ايجاد کند. به هر حال، اتفاق آرا هميشه امکان‌پذير نيست. در اين مواقع، مديران ارشد سازمان بايد بهترين تصميم را بگيرند و افرادي را مسوول نتايج کار قرار دهند. اگر اولويت‌ها واضح نباشند و در هزينه‌هاي IT منعکس نشوند، ارزش از بين مي‌رود.
شفافيت مالي IT – يعني توانايي درک کامل اثر هزينه‌هايIT بر عملکرد کسب‌وکار – مي‌تواند مسير سرمايه‌گذاري‌هاي درست در IT را براي يک بنگاه اقتصادي روشن‌ کند. البته سرمايه‌گذاري‌هاي درست - يعني سرمايه‌گذاري‌هايي که بيشترين اثر را بر کسب‌وکار دارند – در طول زمان تغيير مي‌کنند.
به علاوه، وقتي در مورد اثر استراتژيک صحبت مي‌کنيم، همه سازمان‌ها IT را به يک شکل نمي‌بينند. بنابراين، هيچ پروفايل سرمايه‌گذاري واحدي براي IT وجود ندارد که براي همه سازمان‌ها و بنگاه‌هاي اقتصادي مناسب باشد. به اين دلايل، استفاده از استراتژي کسب‌وکار براي طرح‌ريزي سرمايه‌گذاري IT در بلند مدت ضروري است. سازمان‌هايي که فعاليت‌هاي سطح بالايي دارند، اغلب طرح‌هايي را براي سرمايه‌گذاري به کار مي‌گيرند که به تدريج نسبت سرمايه‌گذاري‌هاي IT را در مدل اجرا/رشد/تحول تغيير مي‌دهد تا نيازهاي کسب‌وکار را برطرف کند.
سرمايه‌گذاري‌هاي استراتژيک IT معمولا طي ۳ تا ۵ سال يا کمي بيشتر بازدهي خواهند داشت و بنابراين، سازمان‌هايي که مي‌خواهند بازدهي سرمايه‌گذاري‌هاي مبتني بر IT خود را افزايش دهند، بايد پروژه‌هاي بازدهي سرمايه ۱۲ ماهه با سرمايه‌گذاري‌هاي بلند مدت را تعديل کنند. مديران بنگاه‌ها معمولا به همه پروژه‌هاي IT نياز دارند تا ظرف يک سال يا بيشتر آن‌ها را به بازدهي برسانند. اين مديران براي اينکه از وسواس «بازدهي فوري» منصرف شوند، بايد بتوانند مزاياي سرمايه‌گذاري‌هاي بلند مدتشان را بدانند و با آن ارتباط برقرار کنند. شاخص‌هاي کليدي عملکرد خاص (KPIs) براي متمرکز کردن سهام‌داران بر مساله اثر کسب‌وکار و تصريح اينکه منافع مالي چگونه محقق مي‌شوند، ضروري است.

 

شش مانع موفقيت سرمايه‌گذاري‌هاي IT

حتي اگر شروط بالا اجرايي شوند، همچنان دلايل زيادي وجود دارد که باعث مي‌شود سازمان‌ها براي سرمايه‌گذاري در جاي درست با شکست مواجه شوند. اما شش مانع اصلي وجود دارد که بيش از موارد ديگر بايد از آن‌ها آگاه بود:

اول: نگاه اشتباه به نقش IT
اين تصور که IT نوعي سرويس سازماني براي پاسخگويي به تقاضاي مشتري است، در روزهايي که مشکلات و تنگناهاي اقتصادي وجود دارد، اشتباه است. بيشتر سازمان‌هاي فعال در حوزه IT نمي‌توانند همه تقاضاهاي موجود را پاسخ گويند و بنگاه اقتصادي هم اميدي ندارد که از منظر IT بتواند سرمايه‌گذاري درستي داشته باشد؛ مگر اينکه اين ايده که IT بايد هم پاسخگوي نيازهاي استراتژيک باشد و هم نيازهاي همه کاربران و واحدهاي کسب‌وکار، از بين برود. بايد يکي از اين موارد را انتخاب کرد، ‌ چون سازمان تا زماني که منابع مالي تيم به مهم‌ترين اولويت‌ها اختصاص يابند، نمي‌تواند به بيشينه‌سازي ارزش‌ها بپردازد.

دوم: شفافيت مالي ضعيف در حوزه IT
شفافيت مالي اين روز‌ها در سازمان‌ها افزايش يافته، اما هنوز بنگاه‌هايي هستند که در حوزه سرمايه‌گذاري‌هاي IT نمي‌توانند به آن از منظر هزينه يا ارزش نگاه کنند.

سوم: پاسخگو نبودن نسبت به نتايج سرمايه‌گذاري
سهام‌داران کسب‌وکار‌ها از قديم خواستار امکانات IT-محور براي سازمان‌ها مي‌شدند، اما نمي‌خواستند نسبت به مالکيت بلند مدت آن يا ارزشي که براي کسب‌وکار دارد، مسووليتي بپذيرند. اين موضوع منجر به اين مي‌شد که سيستم‌هاي IT فراوان و زايدي به وجود بيايد که سرمايه‌گذاري‌هاي کافي روي آن‌ها صورت نمي‌گرفت. اين رويکرد با مساله سرمايه‌گذاري در جاي درست تناقض دارد، چون بدين معني است که سيستم‌هاي IT فراوان «يتيم مانده‌اي» وجود دارند که منابع مالي را مصرف مي‌کنند، در حالي که اين منابع مي‌توانست در جاي بهتري صرف شود.

چهارم: ناتواني در بهره‌برداري از دارايي‌هاي IT
اگر سازماني نتواند از سرمايه‌گذاري‌هاي فعلي خود، بازده مناسبي به دست آورد، نمي‌تواند در جاي مناسب ديگري سرمايه‌گذاري کند. عدم بازدهي مناسب سرمايه‌گذاري IT مي‌تواند عواقبي از جمله لغو پروژه تا از کار انداختن يک سيستم قديمي را به دنبال داشته باشد.


پنجم: عدم تحمل ريسک
سازمان‌هايي که به شدت ريسک‌گريز هستند، سرويس IT را بيش از ارزش واقعي آن ارائه مي‌کنند و هزينه‌هاي زيادي را صرف تلاش براي حذف کليه ريسک‌ها مي‌کنند. به علاوه، اين سازمان‌ها نمي‌توانند سرمايه‌گذاري‌ در حوزه IT که پرريسک به نظر مي‌رسد يا بازده کوتاه مدت آن توجيه‌ناپذير است، داشته باشند. اما حقيقت اين است که ريسک را مي‌توان مديريت کرد، اما نمي‌توان آن را حذف کرد و بيشتر سازمان‌ها بيش از آنچه فکر مي‌کنند، مي‌توانند ريسک را در محيط خود تحمل کنند. ارزيابي‌هاي موسسه «گارتنر» نشان مي‌دهد که سرمايه‌گذاري‌هاي گسترده در IT معمولا ظرف پنج سال بازده کامل ندارد (بر حسب اثر کسب‌وکار). بنابراين، محدود کردن سرمايه‌گذاري‌هاي IT فقط به سرمايه‌گذاري‌هايي که مطمئن هستند و بازدهي فوري دارند، يعني هيچ ريسکي صورت نگرفته و اين نوع سرمايه‌گذاري اثرگذار نخواهد بود.
 

ششم: عدم دخالت IT در استراتژي کسب‌وکار
اگر سازماني مي‌خواهد مطمئن باشد که در جاي مناسبي سرمايه‌گذاري مي‌کند، اولين قدم اين است که مدير بخش IT را وارد کار کند و بحث‌ در مورد مسايل IT را در پروسه برنامه‌ريزي استراتژيک براي کسب‌وکار در نظر بگيرد.


گام‌هايي براي اولويت‌بندي سرمايه‌گذاري‌هاي IT
پروسه‌هايي مانند مديريت استراتژي، مديريت پورتفوي خدمات و مديريت تقاضا مي‌توانند در شناخت و اولويت‌بندي بهترين فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري IT کمک‌کننده باشند، اما در نظر داشتن اقدامات عملي زير در اين راه مهم است:
•    مطمئن شويد که درک مناسبي از استراتژي کلي خود داريد
قبل از اينکه بتوانيد پورتفوي خدمات خود را تحليل کنيد، بايد به درک واضحي از اينکه مي‌خواهيد چه دستاوردي داشته باشيد، برسيد. در واقع اطمينان حاصل کنيد که موارد زير را مي‌دانيد:
۱)     هدف و ديدگاه سازمانتان
۲)     اينکه قرار است با چه مشتريان و بازارهايي کار کنيد
۳)     چه چيزي شما را از ديگر بازار‌ها و مشتريان مجزا مي‌کند
۴)     اهداف سطح بالا و فاکتورهاي کليدي موفقيت
اين کار مديريتي شالوده مهمي براي هر کار ديگري است که به عنوان يک ارائه دهنده سرويس IT انجام مي‌دهيد.
•    نتيجه کار مشتري را بدانيد
به مشتريان خود گوش دهيد. سرويس IT را فراموش کنيد و با مشتري در مورد کسب‌وکار صحبت کنيد. در مورد هر مشتري مطمئن باشيد که مسايل زير را مي‌دانيد:
۱)     هدف و رويکرد آنها
۲)     عوامل کليدي موفقيت
۳)     پروسه کسب‌وکار
۴)     نتيجه کاري که براي آن‌ها اهميت دارد
پس از اينکه ليست کاملي از نتيجه کار مشتري تهيه کرديد، از خودتان بپرسيد هر يک از اين نتايج چقدر براي مشتري اهميت دارد؟ در حال حاضر آن‌ها چگونه مي‌توانند به نتايج کارشان دست يابند و آيا در اين مدت به سرويس‌هاي IT فکر مي‌کنند يا نه؟
•  سرويس‌هاي موجود را بازبيني کنيد
ليست کاملي از سرويس‌هاي IT موجود خود تهيه کنيد. اگر کاتالوگ داشته باشيد، اين مرحله از کار براي شما آسان مي‌شود؛ در غير اينصورت، براي شناخت سرويس‌هايي که ارائه مي‌شود بايد اطلاعات کسب کنيد.
•    تغييرات پورتفو را اولويت‌بندي کنيد
در اين مرحله بايد کليه فرصت‌هايي را که شناسايي کرده‌ايد، مرور کنيد؛ فرصت‌هايي در مورد حياتي بودند نتايج کسب‌وکار و نحوه رسيدن به آن‌ها، هزينه هر خدمات جديدي که قرار است ايجاد شود، فوريتي که در رابطه با فرصت‌ها و تغييرات کسب‌وکار ايجاد مي‌شود و ريسک‌هاي ايجاد تغيير و يا عدم ايجاد تغيير.
اين کار باعث مي‌شود ليست اولويت‌بندي شده‌اي از امکان تغيير پروتفوي سرويس IT خود، بر اساس ريسک‌هاي موجود، هزينه‌ها و مزايا داشته باشيد.
•    پورتفوي سرويس را مستند‌سازي کنيد
وضعيت فعلي و آينده پورتفوي سرويس، از جمله اطلاعات در مورد نتايجي که هر سرويس به همراه دارد، مستندسازي کنيد. اين سند بايد به شکل يک نمايش مجازي باشد که بتوان به راحتي آن را با ديگران به اشتراک گذاشت.


منبع : computerweekly
تا کنون نظری ثبت نشده است . شما میتوانید اولین نفر باشد .